|
!عید فطر مبارک نويسنده: محمد پورصادقی نوشته شده در: چهارشنبه دهم مهر 1387 و ساعت 3:46 صدای خیس باران / دکتر محمود اکرامی فردا عید است و عید ما را به یاد لبخندهای شیرینی که تا بهشت امتداد دارند ، دست های بهارآوری که از آسمان بازگشته و بوی باران میدهند ، نگاه هایی که دریا را به موج کشانده و شادی هایی که انسان را دو رکعت فراتر از خاک به تماشای خود و جان پیرامونش می کشانند ، می اندازد. عید , آرامش بعد از طوفانمان را گسترش می دهد و ما ، دلهایمان را آرام آرام نذر پرنده هایی می کنیم که بوی بال فرشتگان را به زمین هدیه میدهند. عید ، عید است چه فرق میکند کدام سنگریزه را به کدام سنگ پرتاب کرده باشی؟ چه فرق میکند با کدام دست آسمان را تا چارکنج نگاهت پائین آورده باشی و برای کدام دسته از کبوتران دلت را نذر کرده باشی؟مهم این است که عید در راه است و ما باید به انتشار مهربانی ، به تکثیر لبخند و انبساط عشق کمر همت ببندیم و دلمان را نذر اولین پرندگانی کنیم که بالهایشان بوی خیس باران میدهد. فردا عید است ، فردا درختان تا خورشید قد می کشند و سرشاخه های نیایششان آسمان را تصرف خواهد کرد. ماه اندک اندک آسمان را زیر بال میگیرد.شاید فردا که خورشید عید سایه گسترانید ، باران های زهد از پنجره های فروتن بید مجنون تا سیاهی دل آسفالت نازل شدند و زمین بارور شد. شاید فردا، انگشتانمان که در نیایش رمضان قد کشیده اند ، با یا الله ، یا الله متبسم شدند و ما دوباره بودنمان را جشن گرفتیم.شاید فردا در سایه هر سنگی گلی سرخ شد تا شفق را شرمنده کند و در دل هر گیاهی قند آب شد تا شیرینی جهان را متبرک سازد. شاید فردا ما مشتاق تر از همیشه آسمان را در آغوش گرفتیم و برای پرندگان هراس پناهگاهی شدیم تا آرامش دیربازشان را تکرار کنند. فردا عید است و ما امروز با دلهایی که خاستگاه خداوند های بومی است ، با چشمهایی که از دلمان شروع می شود و نگاهی که دریا را به تلاطم می کشاند ، به استقبال هم آمده ایم تا زلالی هایمان را تکثیر کنیم. یک ماه باریدیم تا زلال شویم. یک ماه با قدم های شکسته به استقبال صدای ملائک رفتیم و با دست هایی که به زحمت از آستین مرقع بیرون می آمد ستاره چیدیم ، تا امروز باران تر از همیشه جهان را به رویش بکشانیم. امروز در استقبال از عید ، پرنده تر از همیشه ، رهاتر از پرواز در سایه خورشید به تسخیر آسمان می رویم و زلال می شویم ، زلال می شویم آنقدر که پرندگان از هر کجا که آسمان را شروع کنند ، بر شانه های ما نازل خواهند شد. *** عید فطر بر همه ایرانیان مبارک!
استفاده از مطلب و عکس با ذکر منبع بلامانع است. شرکت در مسابقه ایده های برتر فراموش نشه! |+|
آینده؟ شاید مسیری نو نويسنده: محمد پورصادقی نوشته شده در: دوشنبه هشتم مهر 1387 و ساعت 1:54 سلام به همه دوستان گل! حالتون چطوره؟ من که حالم خوبه ولی یه ضد حال اساسی خوردم چون قرار بود مدرسمون به طور جدی از بعد عید فطر شروع به کار بکنه که یهو شنبه زنگ زدن و گفتن یالا بدو بیا سر کلاست بچه تنبل!! بگذریم. از اول تابستون خودمونو توی این وبلاگ مشغول پروژه پادکست پروانه کردیم که تا چند روز دیگه هم این پروژه تمام میشه. در سه سری منتشر شده سعی کردیم با بکار بردن فکرهای تازه اونها رو از همدیگه ممتاز کنیم ولی اگه راستشو بخواید برای سری چهارم (سری آخر) فکرهام ته کشیده! این شد که این فکر به سرم زد:
یادتون باشه که: صاحبان ایده های برتر مهمان افتخاری چهارمین سری پادکست پروانه خواهند بود! شما هم می تونید با اعلام این خبر ما رو در بهبود چشمگیر مطالب و محتویات پادکست چهار یاری کنید.قبلا یک دنیا ممنون! بیشتر از این چشمهاتون رو اذیت نکنم. فعلا خداحافظ!!! ------------------------------ پی نوشت: چه می توان کرد؟ صبح روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان ، وقتی که جعبه کوچک تصویری دعای الوداع رو به نمایش می زاره... وقتی که تو هم می خوای نجوا و زمزمه ی الوداع رو سر بدی امکان ندارد که بغض توی گلوت اجازه ی جاری نشدن سیلاب پشیمانی بر روی گونه هایت را بدهد... پشیمانی و حسرت از بلند شدن از سر سفره رحمت الهی... به رسم ادب بیائید با هم ببینیم برای چه چیزهایی باید از صاحب مجلس تشکر کنیم. صاحب مجلسی که یک سر سفره را در فرش و دیگری را در عرش گسترانده بود. چرا نگوئیم؟ به لطف و رحمت الهی از هر چیزی که می خواتیم حتی فراتر از آن هم در سر سفره موجود بود. خوشبحال آنها که سهمیشان را به اندازه برداشتند و خوشبحالترشان آنان که به آن هم بسنده نکردند و بر سر سفره دنبال رحمت بیشتری بودند و ای بدا به حال ما که نتوانستیم آنطور که باید بر سرسفره خدا بندگی کنیم و لیاقت اشرف مخلوقات بودن را بر خود زیاد دانستیم. یک ماه گذشت.چه نمره ایی در بندگی خدا به خودتان می دهید؟ یادتونه زمانی قبل از آغاز ماه مبارک رمضان ازتون خواستم که به پیشواز بیایئد؟ حالا هم به رسم مهمان نوازی و بدرقه مهمان یه ماهه مان یک روز را به دنبالش تا نزدیکی دم در خونه می رویم. شما حاضرید؟
|+|
پنج پست آخر وبگاه
شماره دوم مجله چند رسانه ای سبزینه
یکشنبه دهم آبان 1388 وظایف مدیران و نویسندگان مجله پنجشنبه سی ام مهر 1388 این آنفولانزای لعنتی پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 سینما روز: حضور بازیگران کودک و نوجوان در غرفه ما حال و هوای خاصی به وجود آورد شنبه هجدهم مهر 1388 با تو ام ای تابستان 88!! بای بای سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 |
|



